تبليغاتX

تكنولوژي برتر

 

DirectX10وWindows Graphic Foundation 2.0 اسامی هستند که میتوانند انقلاب جدیدی را در گرافیک های سه بعدی و بازی های ‏پیشرفته کامپیوتری نوید دهند. هنگام عرضه Windows Vista‏ در ابتدای سال جاری میلادی ما شاهد حضور ‏API‏ جدید شرکت ‏Microsoft‏ یعنی DirectX 10‏ بودیم که استانداردهای موجود برای پردازش سه بعدی و تجربه چند رسانه ای کاربران را به سطح جدیدی ارتقأ ‏داده است.هرچند زمان زیادی از معرفی ‏DirectX 10‏ می گذرد، اما ناگفته های زیادی در رابطه با این ‏API‏ بنیادی وجود دارد که ‏در این مقاله به بررسی آنها پرداخته شده است.‏

 آشنایی با واسط نرم افزاری Directx 10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حافظه مجازی در ‏DirectX 10 APIیا واسط نرم افزاریDirectX‏ از مجموعه ای از اینترفیس ها تشکیل شده است که مشخص میکنند توسعه دهندگان ‏بازی ها و نرم افزارهای مختلف چگونه باید با سخت افزار به صحبت بپردازند. نوشتن یک برنامه برای یک ‏API‏ استاندارد بسیار ‏ساده تر از نوشتن و بهینه سازی همان برنامه برای اجرا بر روی سخت افزارهای خاص است. به منظور هرچه یکپارچه تر کردن ‏سخت افزار و نرم افزار، مایکروسافت یک بازنگری کلی را بر روی ‏DirectX‏ اعمال کرده است. از آنجایی که این ‏API‏ در طول ‏زمان حیاط ‏Windows Vista‏ به عنوان پایه و اساس توسعه و اجرای هر نرم افزار و یا سخت افزار جدیدی مورد استفاده قرار ‏خواهد گرفت، ‏Microsoft‏ سعی کرده است با ارایه برخی از مشخصات پیشرو و کاملا جدید و علاوه بر آن ساده سازی این ‏API‏ به برنامه نویسان امکان دهد تا با سرعت و سهولت بتوانند با دریافت حداکثر کارایی از سخت افزارهای ‏PC‏ ،نرم افزارها و ‏بازی هایی با کیفیت و کارایی بالا را طراحی کنند.‏
Direct3D‏ قسمتی از ‏DirectX‏ است که مستقیما بر اجرا و عملکردهای نرم افزارهای سه بعدی نظارت دارد. در حقیقت ‏مهمترین بخش ‏DirectX‏ ، ‏Direct3D‏ است. بزرگترین تحولات صورت گرفته در ‏DirectX10‏ نیز مستقیما به ‏Direct3D‏ مربوط می ‏شود. ‏Direct3D10‏ با یکپارچه کردن دستورالعمل ها و استاندارد نمودن مشخصات سایه زن های قابل برنامه نویسی، برنامه ‏نویسان را از شر سایه زن هایی که هر سازنده به صورت اختصاصی طراحی و روانه بازار میکرد رها میسازد. بعلاوه مایکروسافت ‏در مدل درایورهای مربوط به کارت های گرافیک و نمایشگرها نیز تجدید نظر کرده است.  به این خاطر که در Windows Vista‏ تمام دسک تاپ به صورت سه بعدی به نمایش در می آید، کارت گرافیک دیگر تنها برای بازی کردن مورد ‏استفاده قرار نمی گیرد. هنگامی که شما یک صفحه نمایش سه بعدی دارید و هر برنامه را در صفحه سه بعدی مربوط به ‏خودش اجرا می کنید، درایورها کارت گرافیک باید به اندازه کافی با ثبات و انعطاف پذیر باشد تا بتواند نقش پردازنده گرافیکی را ‏افزایش دهد. به همین منظور مایکروسافت تصمیم گرفته است تا درایورها را به دو بخش مجزا تقسیم نماید. یک بخش برای ‏اجرای دسک تاپ و بخش دیگر برای اجرای نرم افزارها و بازی های سه بعدی. این تقسیم بندی برای افزایش ثبات زیر ‏سیستم گرافیکی طراحی شده است و به سیستم عامل امکان میدهد حتی در صورتی که یک برنامه کاربردی و یا بازی سه ‏بعدی به علت خطاهای نرم افزاری و یا سخت افزاری متوقف میشود، همچنان و با وجود یک دسک تاپ کاملا سه بعدی قابل ‏استفاده و با ثبات باقی بماند. وجود چنین نوآوری هایی همچنین به این معنی است که مایکروسافت ‏DirectX10‏ را برای ‏Windows XP‏ ارایه نخواهد کرد، به خاطر اینکه بسیاری از پیشرفت های صورت گرفته در ‏Direct3D10‏ مستقیما به مشخصات ‏مدل جدید درایور کارت گرافیک ‏Windows Vista‏ نیاز خواهد داشت.‏ استفاده وسیع تر از توانایی های کارت گرافیکی برای اجرای کاربردهای مختلف، نیاز به اختصاص منابع سیستمی بیشتر از ‏سوی سیستم عامل به آن را دارد. سیستم عامل باید به کاربردها امکان دهد تا بتوانند سخت افزار را به نحو موثرتری به ‏اشتراک بگذارند. بزرگترین تغییر در این زمینه در ‏Windows Vista‏ تکنولوژیی است که با نام ‏Virtualized Memory‏ و یا حافظه ‏مجازی شناخته می شود. از این پس کارت گرافیک فضای حافظه اختصاصی خود را در حافظه سیستم خواهد داشت. این ‏حافظه اختصاصی میتواند برای ذخیره داده هایی که دارای اندازه بزرگتر از حافظه محلی کارت گرافیک هستند مورد استفاده ‏قرار گیرد. هم اکنون کارت های گرافیکی گران قیمت و سطح بالا معمولا با حافظه هایی به میزان 256 یا 512 مگابایت عرضه ‏میشوند. اما بازی ها میتوانند به سادگی تمامی حافظه موجود را برای ذخیره قطعات بسیار بزرگ داده، مانند بافت های با ‏وضوح بسیار بالا، مورد استفاده قرار دهند. ‏ مدیر عامل شرکت ‏Epic Games‏ که به تازگی موتور بسیار قدرتمند ‏Unreal Engine 3.0 ‏ را معرفی کرده و در حال توسعه ‏عناوین معروفی چون ‏UT2007‏ و ‏Gears Of War‏ میباشد، در این باره میگوید: ‏

 ‏«تکنولوژی هایی مانند بافت گذاری مجازی ‏(Virtual Texturing)‏ میتواند گلوگاه های مرتبط با اندازه بافت ها را در حافظه های ‏گرافیکی بر طرف نماید. اندازه بافت هایی را که ما در ‏DirectX9.0‏ میتوانستیم با حفظ کارایی کامل استفاده کنیم به وسیله ‏حجم حافظه محلی کارت گرافیکی محدود شده بود، اما در ‏DirectX10‏ حجم آنها تنها توسط اندازه حافظه سیستم محدود ‏خواهد شد. او توضیح میدهد که با در اختیار داشتن چنین امکاناتی، سطح استفاده از بافت ها در بازی ها و نرم افزارهای سه ‏بعدی بین 2 تا 4 برابر افزایش خواهد یافت که این برای کسانی که از موتور ‏Unreal Engine 3.0‏ برای توسعه بازی های خود ‏استفاده میکنند بسیار عالی است. هرجا که طراح بخواهد میتواند از بافت هایی با کیفیت و وضوح بالا، برای مثال در وضوح ‏2048x2048‏ پیکسل، استفاده کند و سپس آنها را برای اجرا بر روی سیستم های با قدرت پایین تر به اندازه های کوچکتری ‏مقیاس دهی کند.»‏ کارت های گرافیکی برای تطابق با استدانداردهای ‏DirectX 10‏ و افزایش کارایی نیاز به رعایت نکات دقیقی دارند. کارت های ‏گرافیک باید دارای مجموعه کاملی از مشخصات باشند تا بتوانند تاییدیه های ‏DirectX 10‏ را بدست آورند. البته این استاندارها ‏به طور کامل با آنچه که در نسل فعلی کارت های گرافیکی شاهد ان هستیم متفاوت نخواهند بود. برای مثال کارت هایی که از ‏DirectX 9.0c‏ و یا سایه زن های نسخه 2 پشتیبانی کنند میتوانند از بسیاری از توابع موجود در ‏DirectX 10‏ نیز پشتیبانی کنند. ‏اما ‏Microsoft‏ مشخصه های کاملا دقیقی را اعلام کرده است تا سازندگان مختلف پردازنده های گرافیکی مجبور به ساخت ‏سخت افزارهای سازگار با یکدیگر شوند. برای مثال تفاوت های موجود در واحد های ممیز شناور پردازنده های گرافیکی ‏مختلف شرکت های ‏ATI‏ و ‏nVIDIA‏ توسعه دهندگان بازی را برای سازگار کردن موتور بازی با هر دو نوع پردازنده گرافیکی تحت ‏فشار قرار میداد، اما مشخصه های تعریف شده در ‏DirectX 10‏ کمک بزرگی به حذف اینگونه ناسازگاری ها در سخت افزارهای ‏مختلف و در نتیجه کاهش هزینه و زمان توسعه نرم افزار برای کار با آنها خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط Ehsan.Y در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 21:51 |
 

 
مقدمه :

شركت مايكروسافت مدعي است كه ابزارهاي جديدي براي مديران بانك‌هاي اطلاعاتي يا همان DBAها در نسخه جديد SQL Server 2005 قرار داده است كه بسيار خوب توانسته است مشكلات نسخه قبلي آن را مرتفع نمايد، اما جالب اينجا است كه همه امكاناتي كه SQL Server 2005 به تازگي براي DBAها فراهم كرده است، از نسخه Oracle 8i در نرم‌افزار اوراكل موجود بوده است.


درباره نصب اين دو نرم‌افزار بايد گفت كه نصب اوراكل از SQL Server هنوز بسيار مشكل‌تر است و كار كردن با آن سخت‌تر؛ و شايد اين دلايل باعث مي‌گردد برخي از برنامه‌نويسان به سمت SQL Server بروند. DBA شدن در بانك‌اطلاعاتي SQL Server كار سختي نيست. كافي است مدتي با آن نرم‌افزار كار كرده باشيد، و چند ماهي تجربه داشته باشيد. ولي DBA شدن حرفه‌اي در اوراكل كار بسيار دشواري است. 

با نگاهي به اين دو بانك اطلاعاتي مي‌توان به اين نكته رسيد كه درست است كه SQL Server 2005 بسيار كارآمد است و پيشرفت‌هاي زيادي نسبت به نسخه قبلي خود داشته است، اما در برنامه‌هاي پيچيده يا سيستم‌هاي ناهمگون، و اگر از پلتفرم‌هاي متفاوت استفاده شود،‌ نمي‌تواند جوابگوي نيازها باشد و در نتيجه اوراكل گزينه مناسب‌تري خواهد بود، ولي در صورتي كه با برنامه‌هاي كوچك و متوسط سروكار داريد، SQL Server مي‌تواند راه‌حل خوبي باشد.

از لحاظ قيمت (البته نه در ايران كه اكثراً قانون كپي‌رايت را رعايت نمي‌كنند) قيمت SQL Server كمتر از اوراكل است و سرويس‌هاي ارائه شده توسط SQL Server را مي‌توان در صورت لزوم خريداري نمود، ولي اوراكل تقريباً شما را از تمام چيزهايي كه در بانك‌هاي اطلاعاتي مي‌خواهيد، بي‌نيازمي‌نمايد؛ البته بهاي آن گران است.

مقدمه

بدون‌شك مي‌توان گفت كه بانك‌هاي اطلاعاتي اوراكل و SQL Server، از مهم‌ترين بانك‌هاي اطلاعاتي امروز به شمار ميآيند. اين سؤال كه كدام يك از اين دو از ديگري بهتر است، ممكن است فكر بسياري از برنامه‌نويسان و شركت‌هاي توليد كننده نرم‌افزار را مشغول كرده باشد.

از طرفي مايكروسافت، به عنوان غول نرم‌افزاري ادعا مي‌كند كه SQL Server از اوراكل‌ ساده‌تر و بهتر است. اوراكل هم از سوي ديگر مي‌گويد محصول او از خيلي جهات بر SQL Server برتري دارد.

اين مقاله سعي دارد به سؤالات شما در مورد تفاوت‌هاي فني اين دو بانك اطلاعاتي تا حدي جواب دهد.  در ابتداي اين مقاله معماري اين دو بانك اطلاعاتي با هم مقايسه مي‌گردد، سپس كامپوننت‌هاي شبكه هر دو بانك اطلاعاتي با يكديگر مقايسه مي‌شوند.

در اين مقاله امكانات مرتبط با كارايي پايگاه‌هاي اطلاعاتي‌ (Performance)، ابزار (Utility) و Replication در بانك‌هاي اطلاعاتي بسيار بزرگ يا همان VLDB يا Very Large Data Bases و OLTP يا Online Transaction Processing مورد بررسي قرار خواهند گرفت و ابزارهاي جديد SQL Server 2005 كه در حقيقت سعي دارد با اوراكل رقابت كند، مورد بررسي قرار خواهند گرفت‌.‌

معماري بانك اطلاعاتي

در اوراكل هر ديتابيس شامل تمامي امكانات پايگاه رابطه Relational Database ،Instance (پروسه‌هاي پايگاه داده‌هاي اوراكل و بافرها، فايل‌هاي تنظيمي مانند config.ora و init.ora، لوگ‌هاي بازگشت به حالت قبلي يا Redo Logs؛ SYSTEM Teblespace و ديگر انتخاب‌هاي دلخواه است.

در نسخه جديد SQLServer، ديتابيس در واقع به گروهي از اسكيما (Schema)هاي پايگاه داده گفته مي‌شود كه به صورت فيزيكي در فايل‌ها ذخيره مي‌شوند. ديتابيس‌ها به دو صورت تعريف شده از طرف كاربر (user defined) و تعريف شده از طرف سيستم (system defined) تقسيم مي‌شوند.

در SQL Server يك نمونه يا Instance مي‌تواند چندين ديتابيس را پشتيباني نمايد و در هر كامپيوتر چندين Instance مي‌تواند با هم كار كند.

وقتي SQL Server را راه‌اندازي مي‌كنيد، ديتابيس‌هايي همچون MD يا Msdb database، Model Database (براي پشتيباني كردن Agentها) و Tempdb Database (پايگاه اطلاعات موقت مانند پايگاه موقت اوراكل OracleTemp Tablespace؛ البته با اين تفاوت كه در SQL Server خود كاربران مي‌توانند اين پايگاه‌ها را درست كنند، ولي در اوراكل اين امكان وجود ندارد)، به صورت پيش‌فرض ساخته مي‌شوند.

در SQL Server براي اين‌كه بتوانيم اطلاعات خود را به صورت فيزيكي غيرمتمركز (Distribute) نگه‌داريم، هر ديتابيس مي‌تواند از چندين Filegroup پشتيباني نمايد. با اين كار مي‌توان به راحتي از اطلاعات كپي پشتيبان گرفت.  همان‌طور كه در شكل 1 مشاهده مي‌كنيد، در SQL Server، ديتابيس‌ها در واقع همان كار tabalespaceها در اوراكل را دارند. 

شکل 1

اگر به شكل 1 نگاه كنيد، مي‌بينيد كه در هر دو بانك‌ اطلاعاتي، كاتالوگ سيستم وجود دارد. هر پايگاه اطلاعاتي يا ديتابيس در اوراكل يك سيستم كاتالوگ مركزي يا ديكشنري داده ‌‌(Data Dictionary) را در قسمت SYSTEM Tablespace اجرا مي‌كند، ولي در SQL Server 2005 هر ديتابيس سيستم كاتالوگ خود را درست مي‌كند.

اين سيستم كاتالوگ اطلاعاتي همچون اشياي پايگاه داده (مانندTable ،View و Procedure)، اطلاعات كاربران و دسترسي‌هاي آن‌ها، Constraintsها، User-Defined data type و Snapshot definition را شامل مي‌شود.

البته اطلاعاتي همچون اسامي ديتابيس‌ها، اطلاعات سرور، مديريت پيغام‌ها و Stored Proceduresهاي سيستم درMaster Database وجود دارند.

نكته اينجاست كه  SQL Server 2005 ،objectهاي سيستم در اين Master Database قرار نمي‌گيرند. اين  آبجكت‌ها در ديتابيس‌هاي مخفي سيستم به نام resource database يا پايگاه اطلاعات منابع سيستم ذخيره مي‌گردند.

در واقع‌ سيستم كاتالوگ‌ها در SQL Server 2005 منابعي هستند براي استخراج اطلاعات ديتابيس‌ها و اين كاتالوگ‌ها را كاربران نيز مي‌توانند مشاهده كنند.

براي حصول اطمينان از كارايي و سلامت سرور در DMV، SQL Server 2005 يا Dynamic Management Views استفاده مي‌شوند؛ درست شبيه اوراكل كه از viewهاي $ V براي كنترل كارايي استفاده مي كند.

اجزاي تنظيم كننده شبكه

شکل 2

شكل 2 ساختار اجزاي تنظيم كننده شبكه در اين بانك‌هاي اطلاعاتي را نشان مي‌دهد. در اوراكل  كامپوننتي به نام Oracle Net Service وجود دارد كه عامل ارتباطي سرور اوراكل با كلاينت‌هاي آن است.

اوراكل اين كار را با استفاده از پروتوكل TNS يا Transparent Network Substare انجام مي‌دهد، اما در SQL Server اين كار توسط پروتكل‌هاي شبكه موجود در كلاينت و سرور انجام مي‌گيرد.

البته در  SQL Server 2005  فناوري جديدي به نام SNAC يا SQL Server Native Client، معرفي گرديده كه در واقع تركيبي است از ODBC و OLEDB در يك تابع كتابخانه‌اي. SNAC توانايي پشتيباني TDS يا Tabular Data Stream و Net Lib را براي پروتكل‌هاي گوناگون در SQL Server دارد.

ساختار فيزيكي و منظقي ذخيره اطلاعات

شكل 3 نگاهي مقايسه‌اي دارد به دو بانك اطلاعاتي اوراكل و SQL Server از لحاظ ساختار اطلاعاتي. همان طور كه در اين شكل مي‌بينيد، در SQL Server اندازه صفحات (8kb، (page size است كه واحد پايه ورودي/ خروجي به شمار مي‌رود.

هر صفحه فقط متعلق به يك آبجكت، مانند data ،index ،GAM  و.. است. SQL Server براي افزايش كارايي اين صفحات آن‌ها را در دسته‌هاي هشت‌تايي قرار مي‌دهد كه به آن Extent مي‌گوييم. اين Extentها مي‌توانند به چند آبجكت متفاوت تعلق داشته باشند.

شکل 3

هر Extent  كه تمام صفحاتش آبجكت‌هاي مانند هم داشته باشد Uniform ناميده مي‌شود و به Extentهايي كه آبجكت‌هاي يكساني ندارند، Mixed مي‌گويند.

SQL Server در ديتابيس‌هاي خود از Filegroupها استفاده مي‌كند تا كنترل فضاهاي فيزيكي جداول و ايندكس‌ها را در اختيار كامل داشته باشد. اين Filegroupها از يك يا چند فايل تشكيل شده‌اند و اطلاعات موجود در آن مي‌تواند در تمام فايل‌هاي آن Filegroup ذخيره شود.

با استفاده از Filegroup مي‌توان جداول بزرگ را در چند فايل ذخيره نمود و از اين طريق كارايي ورودي/ خروجي را بالا برد، مي‌توان عمليات كپي پشتيبان و بازآوري جداول را انجام داد و داده‌هايي مانند تصويرو فايل‌هاي متني بزرگ را در فايل‌هاي جدا ذخيره نمود.

برخلاف SQL Server، بانك اطلاعات اوراكل از Tablespaceهايي تشكيل شده است كه خود از Data File تشكيل شده‌اند. اين Data Fileها در واحدهايي به نام Block طبقه‌بندي مي‌شوند كه مدير بانك اطلاعاتي (DBA) مي‌تواند اندازه آن را وقتي كه در حال ساخت ديتابيس است تعيين كند. برخلاف SQL Server، در اوراكل وقتي يك شيء در Tablespace توليد مي‌شود، كاربر مي‌تواند فضاي آن را مشخص كند.

مقايسه SQL Server 2005 و Oracle 10g 

اگر چه SQL Server 2000 يكي از قوي‌ترين بانك‌هاي اطلاعاتي است و خيلي از شركت‌ها و سازمان‌هاي بزرگ امروزه از آن به عنوان پايگاه داده‌هاي خود استفاده مي‌كنند، چند محدوديت هم دارد. يكي از محدوديت‌هاي SQL Server 2000 در طريقه قفل كردن يا Locking Strategy است.

در MS SQL 2000 مانند اوراكل مي‌توان دسترسي همزمان به پايگاه را محدود كرد و آن را به اصطلاح قفل نمود.  ولي در MS SQL 2000 امكان Deadlock خيلي زياد است؛ مخصوصاً در CTF يا Correct Transactional Flows.
 
از طرف ديگر، اعمال تغيير در بانك‌هاي  اطلاعاتي  به صورت آنلاين يكي ديگر از محدوديت‌هاي آن است. البته با استفاده از DBCC INDEXDEFRAG در SQL Server 2000 مي‌توان قسمتي از ايندكس‌ها را به صورت آنلاين تغيير داد، ولي نه به صورت كامل.

(البته  اين مشكل در  SQL Server 2005 تا حدي حل شده است). در اوراكل از نسخه 1/8 تا به حال، امكان تغيير و جابه‌جايي جداول و ايندكس‌ها وجود دارد؛ بدون اين‌كه به exclusive lock نياز داشته باشيم. البته ناگفته نماند كه نسخه‌هاي 2/9 اوراكل در اين قسمت داراي اشكالات و باگ‌هايي نيز بوده‌اند، ولي اين اشكالات در نسخه آخر اواركل برطرف شده است.

در ادامه، ساختار و امكانات هر دو بانك‌اطلاعاتي Oracle 10g و SQL Server 2005 با يكديگر مقايسه مي‌گردند.

مديريت بانك اطلاعاتي

SQL Server 2005 مانند ديگر محصولات مايكروسافت قسمت مديريت ساده و شكيلي دارد كه مي‌توان با آن به راحتي كار كرد و با استفاده از خط دستور در SQLCMD، ابزار مديريتي DAC يا‌ Dedicated Administrator Connection را اجرا نمود. همچنين مي‌توان از قابليت Policyها براي كاربران و صاحبان بانك‌هاي اطلاعاتي استفاده نمود.

گذشته از پيچيدگي‌هاي موجود در اوراكل، قابليت‌هاي مديريتي آن بسيار بيشتر از MS SQL است. اوراكل سيستم رمزدهي بسيار قدرتمندي دارد كه از نسخه 7 به بعد همراه آن بوده است. در اوراكل مي‌توان امكان ارتباط با User و سپس با Schema خاص را به راحتي امكانپذير نمود.

مثلاً  فرض كنيد كه با كاربر Sys2 به اوراكل متصل هستيد و مي‌خواهيد روي DB2 Schema  كار كنيد. كافي است دستور زير را وارد كنيد:
                                                                               ;ALTER SESSION SET CURRENT_SCHEMA=DB2

سيستم LOCKING

يكي از قابليت‌هايي كه در نسخه جديد SQL Server به آن اضافه شده است، قابليت SI يا Snapshot Isolation است كه در حقيقت قابليت نسخه‌برداري از رديف (row)هاي جداول است. با اين كار در موقع بروزآوري جداول، امكان انتخاب همزمان اطلاعات آن جدول نيز وجود دارد.

در اوراكل چيزي شبيه اين مكانيزم وجود دارد كه به آن Oracle Flashback Query مي‌گويند. البته بين اين دو مكانيزم تفاوت‌هايي نيز وجود دارد: اوراكل از Undo Segment براي برگشت به ركورد قبلي استفاده مي‌كند. در صورتي كه SQL Server 2005 از TempDB استفاده مي‌كند.

MetaData در اوراكل مانند جداول مديريت مي‌گردد. در نتيجه در زمان اجراي درخواست‌ها چند DDL يا Data Definition language مي‌توانند به صورت همزمان به فعاليت مشغول باشند، ولي در SQL Server 2005، فعاليت DLLها مستقيماً روي جداول انجام مي‌پذيرد.

در اوراكل عمليات Locking در DB Block انجام مي‌پذيرد، ولي در SQL Server اين كار در هر رديف جدول انجام مي‌شود. البته مايكروسافت ادعا مي‌كند كه اين كار باعث افزايش سرعت و كارايي جداول مي‌گردد، ولي وقتي سرعت و كارايي آن را با اواركل مقايسه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه هر دو  از كارايي يكساني برخوردارند.

تغيير ساختاري  آنلاين

همان‌طور كه قبلاً بحث شد، قبل از نسخه جديد SQL Server 2005 تنها از طريق DBCC Indexdefrag مي‌توانستيم مثلاً ايندكس را عوض كنيم (البته بايد ازExclusive lock  استفاده مي‌كرديم)، ولي اكنون اين مشكل حل شده است و مي‌توان همزمان با بازسازي چند ‌DDL را نيز اجرا نمود.

در اوراكل مي‌توان حتي تمام ساختار جداول و ايندكس‌ها را بدون Exclusive lock تغييرداد. البته براي اتمام عمليات بايد از Momentary lock استفاده شود.

Partitioning و Clustering 

نسخه جديد SQL Server به تازگي قابليت جداسازي فيزيكي جداول و ايندكس‌ها را پيدا كرده است. در اوراكل قابليت Partitioning به چند صورت امكانپذير است و DBA مي‌تواند بر اساس range ،list و hash اين كار را انجام دهد.

حتي مي‌توان اين كار را در دو رده انجام داد. مثلاً مي‌توانيم جدولي را به دو قسمت براساس list جداسازي كنيم و هر كدام از قسمت‌ها را بر اساس hash دوباره جداسازي نماييم. اين قابليت اوراكل را مي‌توان در جداولي كه ركوردهاي زيادي دارند، به كار برد. البته اين قابليت در SQL Server 2005 وجود ندارد، ولي مي‌توان آن را شبيه‌سازي نمود.

SQL Server 2005 در Partitioning از قابليتي مانند اوراكل برخوردار نيست. با اين حال راه‌حل ساده‌تري را ارائه مي‌كند. در SQL Server 2005 مي‌توان با استفاده از UDF يا User Defined function اين كار را انجام داد.

در مورد Clustering ،SQL Server 2005 پشتيباني خوبي دارد، ولي طراحي و مديريت اين كار سخت است و كارايي زيادي نيز ندارد. از طرف ديگر اواركل RAC/GRID را در نسخه 10g ارائه كرده است كه مي‌توان از آن به عنوان امتيازي مسلم در مقابل SQL Server 2005 نام برد. اوراكل همچنين از سيستمي جديد به نام ASM يا Automatic Storage Management استفاده مي‌كند كه در Clustering مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

ايندكس و Tuning

ساختار مرتب‌سازي و ايندكس در SQL Server 2005 هنوز بر اساس BTree است و در مقابل indexing قدرتمند در اوراكل ساختاري نسبتاً دارد. اوراكل هم از BTree استفاده مي‌كند، ولي از سيستم indexing به نام Bitmap نيز هم استفاده مي‌كند كه در جست‌وجوي ستون‌هايي با انتخاب كم بسيار خوب عمل مي‌كند.

اضافه بر اين اوراكل از Oracle key based cluster نيز در ايندكس استفاده مي‌كند كه كارايي بانك‌اطلاعاتي در انتخاب ركوردهايي انتخابي از چند جدول مرتبط با هم با ستون‌هاي مشابه را بالا مي‌برد.

در اواكل و SQL Server هر دو مي‌توان براي Functionهايي كه روي ستون‌هاي جدول است، ايندكس درست كرد و در هر دوي آن‌ها مي‌توان MV يا Materialized view تهيه نمود. MVها در حقيقت viewهاي آماده هستند كه مي‌توان از آن به جاي متصل كردن چند جدول استفاده كرد.

SQL Server 2005 در مقايسه با  اوراكل 10g، در aggregation و functionها محدوديت‌هايي دارد. مثلاً در index view نمي‌توانيم از Distinct ،NOT و ... استفاده كنيم و امكان مثلاً Sum كردن نيست.

كپي پشتيبان و بازيابي اطلاعات

همان‌طور كه قبلاً نيز اشاره شد در نسخه‌هاي قبلي SQL Server نمي‌توانستيم به صورت آنلا‌ين از اطلاعاتمان كپي بگيريم، ولي در نسخه جديد SQL Server 2005 مديران بانك‌هاي اطلاعاتي مي‌توانند به راحتي عمليات كپي و بازيابي اطلاعات را به صورت آنلاين انجام دهند.

در حالي كه سرور در حال كار كردن است. اوراكل نيز  ساختاري شبيه اين را با استفاده از Tablespaceها انجام مي‌دهد. البته در Tablespaceهاي اوراكل نمي‌توان اطلاعات قبلي را در Tablespace بازيابي نمود و از آن‌جايي كه در هر Tablespace يك Metadata وجود دارد، اين Tablespaceها نمي‌توانند كامل باشند.

البته اوراكل داراي ابزار بازيابي اطلاعات كاملي است و مي‌تواند با كمك گرفتن از Redo logها اين كار را آسان كند.
اوراكل با استفاده از logical dump‌هايي كه مي‌سازد، مي‌تواند مشكلي كه باعث نياز به بازيابي مي‌شود را  شناسايي كند. البته SQL Server هم ابزارهايي مانند DBCC PAGE و DBCC LOG دارد كه مانند ابزارهاي اوراكل عمل مي‌كند.

انتقال و‌ ورود اطلاعات (Export  and  Import)

يكي از امكانات جديد Oracle 10 g براي انتقال يا صادر كردن اطلاعات به data pump معروف است. data pump ساختاري binary دارد. اوراكل اين كار را توسط دو گزينه كه براي صادر و دو گزينه براي وارد كردن اطلاعات دارد، انجام مي دهد. اين دو گزينه exp/data و imp/data هستند.

اضافه بر اين، در اوراكل ابزار sqlldr نيز وجود دارد كه اختصاصاً براي import كردن اطلاعات متني به كار مي‌رود. از طرف ديگر SQL Server2005 داراي دو گزينه براي export و import است؛ به نام‌هاي bcp و Bcp .DTS مي‌تواند اطلاعات را (به صورت متني) import يا export  كند و حتي مي‌تواند اطلاعات را به فرمتي ذخيره كند كه بانك‌هاي اطلاعاتي ديگر نيز بتوانند از آن استفاده كنند.

DTS نيز يكي از پر سرعت‌ترين ابزارهاي انتقال اطلاعات در SQL Server است كه در مقايسه با اوراكل بسيار سريع‌تر و كار با آن آسان‌تر مي‌باشد. اوراكل نيز در نسخه جديد خود از ابزار ‌WisdomForce FastReader استفاده مي‌كند كه مي‌تواند با سرعت زياد كار export و import را انجام دهد و اطلاعات را با فرمت متني آماده سازد. از اين ابزار مي‌توان براي انتقال اطلاعات بين اوراكل و بانك‌هاي اطلاعاتي ديگر مانند MS SQL ،2DB ،Sybase استفاده نمود.

امكانات موجود براي برنامه‌نويس‌ها
يكي از امكاناتي كه اوراكل در اختيار برنامه‌نويسان قرار مي‌دهد، امكان استفاده از Exception Handling است كه توسط PL/SQL قابل دسترسي است. در SQL Server 2005 نيز اين امكان توسط Transcat-SQL مهيا شده است.

در مبحث Queuing ،SQL Server 2005 ابزاري به نام Server Broker دارد كه مي‌تواند امكان استفاده از Queing را براي برنامه‌نويسان فراهم سازد، اما در اوراكل ابزاري قوي به نام Oracle Advanced Queuing وجود دارد كه كار Queing را به صورت كامل انجام مي‌دهد.

SQL Server 2005 مي‌تواند كمك بيشتري به برنامه‌نويسان بكند؛ زيرا از NET. استفاده مي‌كند، ولي بر خلاف آن، هسته اوراكل از جاوا درست شده است و مستقيماً فقط مي‌تواند توسط PL/SQL اجرا شود. در نتيجه در SQL Server 2005 مي‌توانيم به صورت مستقل از دستورات NET. استفاده كنيم.

از طرف ديگر از آنجا كه جاوا هسته اوراكل را تشكيل مي‌دهد، نگهداري آبجكت‌هاي جاواي درون اوراكل درست مانند نگهداري يك سرور جاوا مي‌باشد، ولي SQL Server 2005 تنها در برخي قسمت‌ها مانند اشكال‌يابي از NET trigger. استفاده مي‌كند و حجم سنگيني ندارد.

امكانات ويژه  SQL Server 2005

- ‌SQL Server 2005 :Replication ابزار Replication بسيار قدرتمندي دارد كه مي‌تواند از اوراكل به SQL Server يا بلعكس Replication انجام دهد.

- Notification: در SQL Server 2005 سرويس Notification يكي از سرويس‌هايي است كه مي‌توان با آن در ‌Alertهايي مانند Stock Market استفاده نمود.

- Reporting Services: يكي از امتيازات SQL Server 2005 در مقايسه با اوراكل، داشتن سرويس گزارش‌هاي داخلي است كه با استفاده از آن مي‌توان انواع گزارش‌ها را استخراج نمود. البته اوراكل هم داراي Oracle IAS است كه كار گزارش‌گيري را حتي قوي‌تر از SQL Server انجام مي‌دهد، ولي مانند SQL Server 2005 در داخل بانك اطلاعاتي نيست و به صورت خارجي عمل مي‌كند. همچنين خريد آن نيز هزينه زيادي خواهد داشت.

- Identity: در اوراكل نمي‌توان به صورت خودكار كليد اصلي يا Primary key را تعريف كرد. در صورتي در SQL Server2005  اين امكان وجود دارد. البته اوراكل داراي Sequence است، ولي نگهداري اين Sequenceها توسط مدير سيستم كار آساني نيست.

امكانات ويژه ‌Oracle 10g

- Auditing: در اوراكل اين كار با استفاده از پارامتر جديد audit_trail=db_extended, init.ora انجام مي‌پذيرد كه مي‌توان از تمامي جست‌وجوها به همراه مقادير ورودي هر يك از آن‌ها اطلاعات ذخيره كرد. اين كار در SQL Server2005 تنها با استفاده از Trace امكانپذير است. آن هم نمي‌تواند مقادير Bind شده اطلاعات را نشان دهد و استفاده از آن نيز مي‌تواند كارايي سرور را تا حد زيادي پايين بياورد.

- Logminer: در‌ اوراكل ابزاري به نام Logminer وجود دارد كه مي‌تواند تاريخچه تمامي DML يا DDLهاي كل پايگاه اطلاعاتي را به ما بدهد. SQL Server2005 اين ابزار را ندارد، ولي مي‌توان از Lumigent Log Explorer براي مشاهده برخي از اين تاريخچه استفاده كرد.

- Flashback Query: اين امكان در نسخه جديد Oracle 10g عرضه گرديد و با كمك آن مي‌توان اطلاعات از دست رفته را بازيابي كرد.

- Rollback Statistics: در اوراكل اگر عملياتي سنگين در وسط كار انجام نپذيرد، مي‌توان آن را Rollback كرد. Rollback statistics مي تواند به شما بگويد چه زماني طول خواهد كشيد كه Rollback انجام شود و عمليات پايان پذيرد. كافي است جست‌وجوي زير را به كار ببريد:
V$FAST_START_TRANSACTIONS
اين قابليت در SQL Server2005 وجود ندارد.  

- AWR يا Automatic Workload Repository تصور كنيد كه بانك اطلاعاتي شما بسيار حجيم است، ترافيك زيادي دارد و جوابگويي آن به كلا‌ينت‌ها كُند شده است. با استفاده از AWR در Oracle 10g مي‌توانيم مشكل را بررسي كنيم و تشخيص دهيم چه مشكلي در سيستم وجود دارد. اوراكل اين كار را با استفاده از درست كردن Viewهاي زير انجام مي‌دهد.
v$sysmetric_history for v$sysmetric
v$active_session_history for v$active_session
v$waitclassmetric_history for v$waitclassmetric
v$session_wait_history for v$session_wait
v$servicemetric_history for v$servicemetric

- پشتيباني از OO يا Oracle :Object Oriented قابليت‌هاي شيءگرا (object oriented) دارد. براي همين، اين بانك اطلاعاتي را مي‌توان بانك اطلاعاتي رابطه‌اي شيءگرا نيز ناميد. با استفاده از اين قابليت، برنامه‌نويسان مي‌توانند Class و Objectهاي برنامه شيء‌‌گراي خود را مستقيماً به جداول بانك اطلاعاتي Map  كنند.

منابع
www.microsoft.com/sql/editions/enterprise/default.mspx
http://blogs.ittoolbox.com/visualbasic/operating/archives/oracle-vs-sql-server-whats-different-11054
www.oracle.qassociates.co.uk/oracle-10g-features.htm
Oracle Professional (From Microsoft Website) Microsoft SQL Server 2005 for the

ماهنامه شبکه

  با تشکر از امين صفايي

 

+ نوشته شده توسط Ehsan.Y در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 20:52 |
 

اگر با ویندوز 2000 بصورت جدی کار کرده باشید، حتما" متوجه شدید که یکی از مزایای خوب آن وجود پروتکلی بنام IPSec در آن است. این پروتکل برای این منظور طراحی شده که بتواند بسته (Packet) های اطلاعاتی TCP/IP را توسط کلید عمومی ( همان روش PKC) رمز کند تا در طول مسیر، امکان استفاده غیر مجاز از آنها وجود نداشته باشد.

به بیان دیگر کامپیوتر مبدا" بسته اطلاعاتی TCP/IP عادی را بصورت یک بسته اطلاعاتی IPSec بسته بندی (Encapsulate) می کند و برای کامپیوتر مقصد ارسال میکند. این بسته تا زمانی که به مقصد برسد رمز شده است و طبیعتا" کسی نمی تواند از محتوای آنها اطلاع بدست آورد.

باوجود آنکه بنظر سیستم ساده ای می آید اما باید راجع به آن مطالب بیشتری بدانید. بدیهی ترین نکته آن است که استفاده از این پروتکل زمان نقل و انتقال اطلاعات را بیشتر می کند چرا که هم حجم اطلاعات بیشتر می شود و هم زمانی برای رمز کردن و رمزگشایی. بنابراین بهتر آن است که جز در موارد خاص که علاقه ندارید کسی در شبکه فعالیت های شما را متوجه شود از این پروتکل استفاده کنید. بخصوص که شما می توانید با تعریف سیاست هایی به Windows بگویید که در چه مواردی از آن استفاده کند و در چه مواردی نه.

IPSec Policy
شما می توانید با دادن یک سری دستورالعمل ها به Windows، او را تعلیم دهید که تحت چه شرایطی از IPSec استفاده کند. تحت این شرایط شما در واقع مشخص می کنید که ترافیک کدام گروه از IP ها باید توسط IPSec انجام شود و کدامیک نشود برای این منظور معمولا" از روش فیلتر کردن IP استفاده می شود. فهرست خاصی از IP های فیلتر شده که شما تهیه می کنید می تواند مرجعی برای استفاده از پروتکل IPSec برای ویندوز باشد.

بدیهی است برای انجام اینکار علاوه بر آشنایی با ویندوز، شما باید تا اندازه ای با شبکه ای که به آن متصل هستید آشنا بوده و اطلاعات اولیه ای را داشته باشید. برای این منظور باید از کنسول مدیریتی ویندزو (Microsoft Management Console) استفاده کرده و از snap-in های مربوط به IPSec برای تعریف سیاست های نامبرده شده استفاده کنید.
+ نوشته شده توسط Ehsan.Y در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 22:35 |
  

 

 شركت اينتل تغييرات فراواني در سكوي Santa Rosa داده است تا اين سكو را براي سيستم‌عامل جديد ويستا و برنامه‌هاي جديد بهينه كند. در مجموع اين تغييرات را مي‌توان به چهر گروه اصلي تقسيم‌بندي كرد:
‌ استفاده از نسل دوم پردازنده‌هاي سري Merom براي افزايش كارايي و كاهش مصرف انرژي‌
تغيير چيپ‌ست پل شمالي به P965 و پل جنوبي به ICH8M (سكوي Napa مجهز به پل شمالي 945 و پل جنوبيICH7M است)
استفاده از كارت شبكه بي‌سيم جديد با قابليت پشتيباني از استانداردهاي مختلف‌
 تعبيه فناوري Turbo Memory براي افزايش كارايي نوت‌بوك در كاربرد‌هاي مختلف.

آشنايي با پلتفرم‌هاي كامپيوترهاي همراه‌

نسل دوم پردازنده Merom

شركت اينتل در سكوي جديد Santa Rosa از نسل جديد پردازنده‌هاي Merom كه اولين بار در سكوي Napa معرفي شد، بهره برده‌است. به گفته كارشناسان، در اين سري از پردازنده‌ها تغييرات خاصي ايجاد شده است تا باعث افزايش كارايي و كاهش مصرف انرژي در آن‌ها شود.

يكي از مهم‌ترين تغييرات كه باعث افزايش كارايي پانزده درصدي در اين نوع پردازنده‌ شده، تغيير ميزان فركانس مسير FSB از 667 به هشتصد مگاهرتز است. به گفته توسعه‌دهندگان اين سكو، تغيير فركانس مسير FSB ‌به عنوان مهم‌ترين عامل افزايش كارايي پردازنده موبايل در كاربرد‌هاي مختلف شناخته مي‌شود.

البته با وجود افزايش فركانس مسير FSB، اين پردازنده همانند نسخه‌هاي قبلي، مجهز به چهار مگابايت حافظه نهان L2 است و تغيير خاصي در اين ويژگي پردازنده ايجاد نشده است.

به علا‌وه، شركت اينتل براي مديريت انرژي و افزايش كارايي در سري جديد پردازنده‌هاي خود از فناوري مختلفي مانند Dynamic FSB Switching  ،Longer Enhanced Deeper Sleep و‌Intel Dynamic Acceleration استفاده كرده است تا با مصرف حداقل انرژي به حداكثر كارايي دست يابد. احتمالاً از خود مي‌پرسيد اين فناوري‌ها چه تأثيري در ميزان مصرف دارد. اگر مي‌خواهيد بيشتر بدانيد بقيه مقاله را بخوانيد.

فناوري Dynamic FSB Switching

بي‌شك Dynamic FSB Switching يكي از كارآمدترين فناوري به كاررفته در سكوي SantaRosa است. با وجود اين فناوري سيستم قادر خواهد بود با كاهش ولتاژ هسته مركزي پردازنده، چيپ‌ست و تغيير فركانس مسير FSB در كاربرد‌هايي مانند پخش تصاوير ويديويي  باعث كاهش چشم‌گير توان مصرفي پردازنده شود.

در مجموع با وجود اين فناوري در نوت‌بوك، كاربر بدون هيچ‌دخالتي به بهترين كارايي و طول عمر باتري دست خواهد يافت. به گفته كارشناسان، در اين فناوري ميزان فركانس مسير FSB به طور هوشمندانه و سريع در محدوده چهارصد تا هشتصدمگاهرتز تغيير خواهد كرد تا با اين روش كاربر هيچ تغييري در كارايي سيستم خود احساس نكند.

فناوري Longer Enhanced Deeper Sleep

Longer Enhanced Deeper Sleep يكي ديگر از فناوري‌هاي جديد اينتل براي مديريت انرژي در سكوي Santa Rosa ‌است. به طور كلي با وجود اين فناوري پردازنده قادر است در زماني كه نيازي به پردازش ندارد، به طور هوشمندانه فركانس هسته را با تغيير ولتاژ در چهار مرحله به درجه C3 يا همان Deep Sleep برساند.

در اين حالت اگر باز هم پردازنده تا مدتي هيچ‌فعاليت خاصي نداشته باشد، وارد مرحله C4 يا Deeper Sleep مي‌شود كه در اين حالت تقريباً پردازنده غيرفعال خواهد بود و اطلاعات موجود در حافظه پنهان به حافظه سيستم منتقل مي‌شود.

شايد اين سؤال به وجود آيد كه اين كار چه مزيتي دارد؟! در نسخه‌هاي قبلي سكوهاي فناوري سنترينو در زماني كه سيستم‌عامل نيازي به اطلاعاتي داشت، فوراً به سراغ پردازنده سيستم مي‌رفت و آن را به حالت فعال در مي‌آورد تا اطلاعات مورد نظر خود را به دست آورد (حتي در صورتي كه هيچ اطلاعاتي در حافظه پنهان نباشد).
 

تصوير1

با وجود اين قابليت، ديگر در اين‌گونه موارد پردازنده به حالت فعال درنخواهد آمد و در حالت C4 باقي خواهد ماند و در عوض سيستم‌عامل، اطلاعات مورد نظر خود را بدون فعال‌‌كردن پردازنده از حافظه سيستم به دست خواهد آورد.

فناوري Longer Enhanced Deeper Sleep علاوه بر C4 داراي يك مرحله ديگر براي كاهش مصرف انرژي كه به نام DC4 معرفي شده است. در اين مرحله كه به Enhanced Deeper Sleep نيز معروف است، هر دو هسته پردازنده به طوركامل غيرفعال مي‌شوند و ميزان مصرف به حداقل خواهد رسيد. (تصوير 1)

نكته شركت اينتل براي فناوري Dynamic FSB Switching از عبارت حداقل مصرف در حالت فعاليت (Lower Power in Active State) ‌و در فناوري Longer EnhancedDeeper Sleep از عبارت حداقل مصرف در حالت بيكاري (Lower Powerin Idle State) استفاده كرده است تا هرچه بهتر هدف از تعبيه اين فناوري‌ها را به نمايش بگذارد.
 

فناوري Intel Dynamic Acceleration


اگر بخواهيم در يك جمله فناوري Intel Dynamic Acceleration را توضيح بدهيم، بايد بگوييم اين فناوري يك قابليت پيشرفته است كه امكان اوركلاكينگ هوشمندانه پردازنده را با در نظر گرفتن نوع كاربرد، ممكن مي‌سازد. در مجموع با وجود اين فناوري پردازنده قادر است بهترين كارايي را با حداقل توان مصرفي ارائه كند.

تصوير2

بگذاريد با يك مثال ساده با اين فناوري بيشتر آشنا شويم. در حالت معمول زماني كه پردازنده در حال پردازش‌هاي پيشرفته است هر واحد پردازش در حداكثر توان خود فعاليت مي‌كنند و در اين حالت توان مصرفي پردازنده به بيشترين حد خود مي‌رسد.

اما در بيشتر موارد، پردازنده هيچ نيازي به فعاليت هر دو واحد پردازش خود ندارد و تمام نياز‌هاي پردازشي كاربر با فعاليت يك واحد پردازش تأمين مي‌شود.

اما مشكل كار درست همين جا است؛ زيرا در اين حالت (در پردازنده‌هاي نسل گذشته) ‌هيچ فناوري‌اي براي مديريت فركانس پردازنده وجود ندارد و هر دو هسته پردازنده به صورت متوازن براي يك پردازش ساده فعاليت مي‌كند كه اين مسئله باعث افزايش توان مصرفي پردازنده و كاهش عمر باتري مي‌شود.

اما در پردازنده‌هاي جديد  با وجود فناوري ‌Intel Dynamic Acceleration ‌اين مشكل به طور كامل حل شده و فركانس  پردازنده به طور دقيق بر اساس نوع فعاليت مديريت مي‌شود. (تصوير 2)

فناوري Intel Dynamic Acceleration چگونه عمل مي‌كند؟

در حالت عادي هر دو واحد پردازش موجود در پردازنده به صورت استاندارد فعاليت مي‌كنند. اما در زماني كه بر اساس نوع كاربرد فناوري Intel Dynamic Acceleration فعال مي‌شود، به طور هوشمند فركانس يكي از هسته‌هاي پردازنده را تا مرحله C3 كاهش مي‌دهد.

درست در همين حالت زماني كه هسته دوم پردازنده در حال كاهش فركانس است، فركانس هسته اول به طور هوشمندانه افزايش مي‌يابد تا  اختلالي در كارايي پردازنده ايجاد نشود. به طور كلي در اين وضعيت يكي از هسته‌هاي پردازنده در حالت اوركلاكينگ فعاليت مي‌كند.

در صورتي‌كه هسته ديگر در وضعيت Deep Sleep ‌به سر مي‌برد. شايد اين سؤال پيش آيد كه افزايش فركانس يك هسته باعث افزايش ميزان مصرف انرژي در پردازنده نمي‌شود؟ با آن‌كه افزايش فركانس يك هسته بيش از استاندارد تعيين شده باعث افزايش توان مصرفي اما بازهم با يك حساب ساده مي‌توان دريافت كه انجام اين كار، باعث كاهش 15 تا 20 درصدي توان مصرفي مي‌شود.

به طوركلي توان مصرفي پردازنده‌هاي دوهسته‌اي از حاصل جمع توان مصرفي هر هسته به دست مي‌آيد كه اين مقدار نشان‌دهنده توان كلي پردازنده است. در زمان‌ فعال بودن فناوري Intel Dynamic Acceleration توان مصرفي هسته اول P1 (هسته اوركلاكينگ شده) بيش از توان مصرفي هسته دوم P2 است كه اين مسئله در نگاه اول چندان معقول به نظر نمي‌رسد.

اما زماني‌كه توان مصرفي دو پردازنده را با يكديگر جمع مي‌كنيد، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه توان مصرفي كل از توان استاندارد مصرفي كمتر خواهد بود، بدون آن‌كه تغييري در كارايي پردازنده ايجاد شود.

چيپ‌ست‌هاي تازه نفس


همان‌طور كه گفته شد شركت اينتل در سكوي جديد Santa Rosa ‌از پل شمالي سري 965 و پل جنوبي ICH8M  بهره برده است تا امكان مديريت و استفاده از قابليت‌هاي بيشتري را به كاربر بدهد. به طور كلي اين شركت در نسل نسبتاً جديد چيپ‌ست‌هاي موبايل خود از قابليت‌هايي بهره برده است كه باعث تمايز هرچه بيشتر آن با سكو‌هاي نسل قبل شده است. اين ويژگي‌ها كه به نوع چيپ‌ست (پل شمالي يا جنوبي) بستگي دارد، به دو گروه تقسيم‌بندي ‌مي‌شوند:

- ويژگي‌هاي وابسته به پل شمالي
- ويژگي‌هاي وابسته به پل جنوبي‌

ويژگي‌هاي وابسته به پل شمالي‌

در مجموع شركت اينتل در چيپ‌ست‌هاي نسل 965 از چهار ويژگي جديد بهره برده است (البته اين چهار ويژگي در چيپ‌ست‌هاي نسل GM965 به طور كامل ديده مي‌شود) تا اين نسل از چيپ‌ست‌ها را براي فعاليت هرچه بهتر با سيستم‌عامل‌هاي جديد بهينه كند. اين ويژگي كه در فعاليت و مديريت بهتر سكوي Santa Rosa تأثير بسزايي دارد، به ترتيب شامل موارد زير است:

 فناوري AMT 2.5 
پردازنده گرافيكي GMA X3100
‌ فناوري Clear Video 
فناوري‌هاي افزايش عمر باتري  

فناوري AMT 2.5 (مديريت بهتر)

Active Management Technology نسخه 5/2 يك موتور قابل مديريت مجتمع در ‌پل شمالي است كه امكانات جديدي مانند مديريت كارت شبكه بي‌سيم و افزايش امنيت نوت‌بوك را بر اساس نياز كاربر فراهم مي‌سازد. به گفته كارشناسان، اين ويژگي مهم‌ترين تفاوت موجود در چيپ‌ست‌هاي سكوي Santa Rosa با نسل قبل خود است.

پردازنده گرافيكي GMA X3100

X3100 اولين نسل از پردازنده‌هاي گرافيكي مجتمع در كامپيوتر‌هاي همراه است كه همانند كارت گرافيكي كنسول XBOX 360 و Geforce 8800 از واحد سايه‌زني مجتمع بهره‌ مي‌برد. اين واحد پردازش از تمام قابليت‌هاي بصري ويندوز ويستا پشتيباني مي‌كند و كاربر مي‌تواند بدون كمترين مشكلي ويژگي Aero  موجود در نسخه Ultimate و Premium ‌را فعال نمايد.

به گفته شركت اينتل، واحد پردازش X3100 مجهز به هشت واحد پردازش سايه‌زني قابل برنامه‌ريزي است كه با رابط DirectX 10 هماهنگي كاملي دارد.

با اين وجود نمي‌توان اميد داشت كه بتوان بازي‌هاي نسل آينده مانند Crysis ‌را به راحتي با اين واحد پردازش گرافيكي اجرا كرد. پردازنده گرافيكي X3100 قابليت پردازش تصاوير ويدويي با فرمت 1080P(پيكسل 1080*1920) را دارد كه اين ويژگي امكان نمايش تصاوير ويديويي پيشرفته را كه در ديسك‌هاي HD-DVD و ‌Blu-Ray ارائه مي‌شوند  به كاربر مي‌دهد.

ضمناً اين نسل از پردازنده‌هاي گرافيكي از رابط پرسرعت HDMI و DVI پشتيباني مي‌كند. پس اگر دوست داريد فيلم‌هاي دلخواه خود را در تلويزيون نگاه كنيد، در نوت‌بوك نسل Santa Rosa هيچ محدوديتي نخواهيد داشت. 

فناوري‌ Clear Video (راه حلي كارآمد)

با وجود اين فناوري كه در چيپ‌ست GM965 تعبيه شده X3100 به يك واحد پردازش گرافيكي مناسب براي پردازش تصاوير ويديويي HD تبديل شده است. به طور كلي فناوري Clear Video شامل سه قابليت پيشرفته است كه در ادامه به آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

‌ High Definition Video Enhanced (پردازش بهتر و دقيق‌تر تصاوير ويديويي با فرمت Mpeg2 و WMV9)
‌ Sharp Picture Quality (افزايش كيفيت تصوير با كاهش نويز تصوير و تداخل‌هاي پردازشي)
‌ Colors Brilliant (بهبود كيفيت تصوير با پردازش و كنترل بهتر رنگ‌ و نور)
 
فناوري‌هاي افزايش عمر باتري (منجي باتري)

شركت اينتل با تعبيه ويژگي‌هايي مانند Display Refresh Rate Switching ،DSPT 3 و D2PO ‌باعث مديريت بهتر انرژي در نوت‌بوك با كنترل ميزان پويش صفحه، ميزان روشنايي و كنتراست تصوير مي‌شود. با وجود اين ويژگي‌ها، شركت اينتل توانسته است حدود دو تا پنج درصد باعث افزايش عمر باتري شود.

ويژگي‌هاي وابسته به پل جنوبي (چيپ‌ست مهجور)

تصوير3

پل جنوبي ‌ICH8M از ده رابط پر سرعت USB2، سه رابط SATA ‌و شش رابط PCI-E 1X پشتيباني مي‌كند كه در مقايسه با پل جنوبي نسل ICH7M توسعه فراواني يافته است.

اين چيپ‌ست همانند پل شمالي 965 از فناوري AMT 2.5 پشتيباني مي‌كند؛ با اين تفاوت كه اين موتور قابل مديريت مجتمع در پل جنوبي براي كنترل هم‌ زمان چند رابط مانند كارت شبكه بي‌سيم و كارت شبكه گيگابيتي به كار مي‌رود.

يكي ديگر از ويژگي‌هاي جديد موجود در اين چيپ‌ست، پشتيباني از قابليت RAID 0/1 و فناوري Rapid Recoveryاست كه در نسخه قبلي به طوركامل پشتيباني نمي‌شود. وجود اين ويژگي‌ها در چيپ‌ست ‌ICH8M باعث افزايش كارايي و بازيابي سريع اطلاعات هاردديسك مي‌شود. (تصوير 3)

كارت شبكه نسل آينده‌

تصوير4

شركت اينتل در سكوي Santa Rosa از كارت‌ شبكه بي‌سيم AGN 4695 بهره برده است. اين كارت شبكه جديد و پيشرفته با پشتيباني از انواع استانداردهاي موجود انتقال اطلاعات در شبكه بي‌سيم امكان ارتباط نوت‌بوك را به انواع شبكه پيشرفته فراهم ساخته است.

بنا به اطلاعات ارائه شده از طرف شركت اينتل اين كارت شبكه از استاندارد جديد 802.11n پشتيباني مي‌كند كه اين مسئله باعث افزايش سرعت انتقال تا پنج برابر و ميزان پوشش‌دهي تا دو برابر شده است.

شايد اين سؤال پيش بيايد كه چگونه پشتيباني از اين استاندارد مي‌تواند باعث افزايش انتقال اطلاعات شود؟

تصوير5

پاسخ به اين سؤال چندان مشكل نيست؛ زيرا كارت‌هاي شبكه‌اي كه از استاندارد 802.11n پشتيباني مي‌كنند، مجهز به فناوري پيشرفته MIMO يا Multi Input Multi Out هستند و با وجود اين فناوري امكان انتقال اطلاعات به صورت Multiple Data Streams فراهم مي‌شود.

البته بايد توجه داشت كه اين فناوري براي فعاليت مناسب حداقل به دو آنتن انتقال اطلاعات نياز دارد (بهترين شرايط در حالت وجود سه آنتن به دست مي‌آيد) و تعبيه يك آنتن باعث غير فعال شدن اين فناوري مي‌شود.

به طوركلي شركت‌هاي سازنده براي آن‌كه بتوانند استاندارد لازم براي دريافت لوگوي سنترينو را رعايت كنند، در بيشتر موارد از دو آنتن استفاده مي‌كنند. پس اگر به دنبال دستگاهي مي‌گرديد كه با سرعت بهتر با شبكه بي‌سيم ارتباط برقرار كند، به تعداد آنتن هاي كارت شبكه دستگاه توجه كنيد( البته اين موضوع زياد در ايران كاربرد ندارد!) ( تصوير 4و5)

نكته علاوه بر ويژگي MIMO، كه به‌عنوان مهم‌ترين عامل در افزايش انتقال اطلاعات شناخته مي‌شود، ويژگي‌هايي مانند Channel Bonding (تلفيق كانال‌ها) و Payload Optimization (بهينه‌سازي حداكثر بار) نيز باعث افزايش كارايي در استاندارد 802.11n مي‌شود.

Turbo Memory؛ يك راه حل ساده‌

اگر بخواهيم به طور ساده ويژگي Turbo Memory را توضيح بدهيم، بايد بگوييم اين ويژگي يك كارت حافظه غير مجتمع است كه به 512 تا يك گيگابايت حافظه فلش NAND مجهز است. اين كارت كه به عنوان يك قابليت جديد در نوت‌بوك‌هاي مبتني بر سكوي‌ Santa Rosa تعبيه شده به عنوان حركت جديد اينتل در افزايش كارايي وكاهش توان مصرفي دستگاه شناخته مي‌شود.

تصوير6

طبق اطلاعات ارائه شده توسط سايت اينتل، اين قابليت با ذخيره اطلاعات مورد نياز در حافظه مجتمع خود باعث كاهش زمان دستيابي به اطلاعات مي‌شود كه اين مسئله علاوه بر افزايش كارايي باعث كاهش مصرف انرژي به علت كاهش فعاليت موتور هارديسك خواهد شد.

با آن كه بسياري از كارشناسان اعتقاد دارند فناوري Turbo Memory يك نمونه نسبتاً جديد از فناوري نرم‌افزاري Ready Boost است، بخش فني شركت اينتل با ارائه چهار دليل مهم اين موضوع را به طور كامل رد كرده است. دلايل مزبور عبارتند از:

عدم نياز به يك درايو فلش خارجي كه در خارج نوت‌بوك نصب شود.
‌ درست است استفاده از رابط PCI-E براي ارتباط با نوت‌بوك، اين فناوري بسيار سريع‌تر از ReadyBoost ‌است.
‌ توان مصرفي در فناوري Turbo Memory در حدود يك سوم رقيب خود است.
 فناوري ‌Ready boost ‌به علت مجتمع نبودن (استفاده از يك درايو خارجي) در ساختار نوت‌بوك كارايي كمتري نسبت به Turbo Memoryدارد (البته تا آن جا كه خود من خبر دارم، فناوري Turbo Memory هم كار خاصي نمي‌كند!).  تصوير 6

با تشکر از محمدرضا پناهي

 

+ نوشته شده توسط Ehsan.Y در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 15:20 |

با سلام مجدد خدمت دوستان و خوانندگان عزیز و درخواست و نصیحت دوست عزیزم عارف تصمیم گرفتن تا دوباره وبلاگ رو راه بندازم .امیدوارم مطالبی که میگذارم به نوعی به دردتون بخوره و بتونم گوشه ای از سوالاتتون رو با مطالب وبلاگ جوابگو باشم

با آرزوی موفقیت برای شما

+ نوشته شده توسط Ehsan.Y در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 16:32 |